close
تبلیغات در اینترنت
سخنی با روشنفکران جدید (متفکرین آتئیسم)|یاداشت‌ها و دلنوشته‌های میثم ب

سخنی با روشنفکران جدید (متفکرین آتئیسم)|یاداشت‌ها و دلنوشته‌های میثم ب

تازه ترین انتشار یافته ها
پیغام مدیر
خوش آمدید| مطالب این یاداشت‌نگار عموماً نوشته ها و برداشت ها و تحلیل‌های نویسنده از موضوعات مختلف و یا نکات قابل تامل همراه با مطالب مهم و بااهمیت می‌باشند|امیداورم که مفید واقع گردند.
سخنی با روشنفکران جدید (متفکرین آتئیسم)

سخنی با روشنفکران جدید (متفکرین آتئیسم)

طی چندسال اخیر افرادی با ژست روشنفکری نوین یعنی تفکر ضددینی قدم به عرصه نهاده‌اند این گونه افراد به دو دسته‌ی اساسی تقسیم می‌شوند گروهی از آنان افرادی هستند که با قدم نهادن به محوطه دانشگاه به این تفکر رسیده‌اند که باید متفاوت از دیگران باشند و یا دیگران را به چالش بکشند! و با تکیه بر صندلی دانشگاه تصور میکنند که عالم به همه علوم گردیده‌اند (صرفنظر از اینکه رشته و گرایش تحصیلی آنان چیست).

و گروه دوم افراد روشنفکرتر هستند یعنی محل کسب تفکراتشان فضای مجازی و سایتها و کانالهای تلگرامی و صفحات اینستاگرامی و... است.


این دسته خود را روشنفکرتر از گروه اول تلقی می‌کنن چون می‌پندارند که برای تمامی نقدها و مسیرهای تفکرشان مدارک و اسنادی وجود دارد یعنی همان مدارکی که از فضای مجازی کسب کرده‌اند چه بسا که حتی اسم یک کتاب نمی‌دانند یاا نویسنده درج شده در برخی مطالب را نمی‌شناند، سالهاست از آشنایی نزدیکی با انواع مختلفی از این روشنفکرنماها برخود و مراوده داشته ام که وجود این دو گروه در میان آنان محصوص‌تر بوده است، مثلا شخصی که هنوز دو ترم بر صندلی دانشگاه آن هم در رشته عمران تکیه نزده نقدهای جامعه‌شناسانه وارد می‌آورد یا زبان عربی و قواعد و دستور آن را به چالش می‌کشد درحالی که به سختی دوکلمه عربی میتواند تکلم یا مطالعه نماید، و یا شخصی که سواد مطالعه یک کتاب 30صفحه ای را ندارد اما در فضای مجازی چنان شبهاتی را نقل میکند که انسان را متحیر می‌سازد آنهم با بکارگیری دو کلیک (Copy, Paste) روشنفکران امروزی ما اگر دکمه کپی را از دستگاههای همراهشان حذف کنید چیزی برای بیان ندارند! 

دوستی داشتم که بعد از دوسال باهم بودن و شناخت وی که قادر به مطالعه یک کتاب سطح ابتدایی نبود چندماه بعد یک منتقد اسلام گردید آنهم به لطف فضای مجازی و سیستم کپی که البته حتی اسم یک کتاب را نمی‌دانید ( جهت مطالعه خلاصه داستان ایشان اینجا کلیک کنید.)


از همه این مقدمه‌ها و مطالب که بگذریم اما اصل مطلب:

تفکرات پیرامون تغییر نگرشها و دگراندیشه مراحل و سیری دارند که متاسفانه روشنفکرنماهای جاهل عصر ما حتی از این مطالب عمومی و ساده هم اطلاع ندارند.

یعنی شخصی که به هیچ مطلبی آگاهی ندارد و حتی به خود جرات و زحمت مختصربررسی‌ای پیرامون مطلب موردنظر نمیدهد چون علاقه و تمایلی به آن تفکر دارد یا تمایل به تفاوت و متفاوت بودن یا نقد دارد می‌پذیرد، و به نشر آن می‌پردازد.

روشنفکرنمای ما به محض خواند یک مطلب یا حتی بدون آن؛ تنها براساس میل و تمایل، فوراً مخالف دین و تفکرات دینی می‌شود و خود را آتئیسم یا بی‌خدا تلقی می‌کند.

در حالی که اگر مختصر بخواهیم درنظر بگیریم میان خداباوری و خداناباوری یک مرزی هم وجود دارد آنهم ندانم‌گرایی (آگنوستیک) است. (اگر مبحث شکاکیت و شک‌گیرایی را در نظر نگریم)

روشنفکرنماها و عموم آتئیست‌ها با جهشی کانگورمانند از حصار آن پریده و به آتئیسم می‌رسند و افتخار آتئیست بودن پیدا میکنند!!

و البته درکشور ما آگنوستیک‌ها جالب هستند کسانی که ادعا این تفکر را هم دارند درحقیقت این اسم را برگزیده‌اند اما این انتخاب ظاهر است و واقعیت اینکه تفاوتی میان آگنوستیک و آتئیسم نمی‌بینند و یا بهتراست بگوییم نمی‌شناسند و نمی‌دانند، و تنها دلیل این عدم شناخت را می‌توان جهالت مطلق آنان و غرور وهمی‌شان تلقی نمود.

عموماً تفکر آگنوستیک‌ ادعایی در زمینه‌‌ی وجود خدا (خداباوری و ناباوری) ندارد و تنها کلامش «نمی‌دانم» است.

اما در کشور ما حتی روشنفکران آگنوستیک‌نما فوراً به نقد و رد روی ‌می‌آورند و نه‌تنها از لفظ نمی‌دانم هراس دارند بلکه خود را عالم به کل و آگاه به همه علوم می‌پندارند.

اینکه مختصراً برای درک بهتر به بیان مراحل تفکرات اعتقادی بپردازیم:

یک قانون کلی وجود دارد که می‌گوید، اثبات ادعا بر عهده‌ی مدعی می‌باشد و مدعی امری باید دلایل کافی و وافی برای آن ارائه نماید.

حال اگر ما مسلمانان ادعای خداباوری داریم و مدعی وجود خدا هستیم برای آن براهین و دلایل بیشمار داریم، براهین علمی، براهین منطقی، براهین جامعه‌شناسی و ... و کسی که قدرت و توان رّد تمامی این براهین را داشته باشد و اینکار را انجام دهد به مرحله آگنوستیک رسیده است، یعنی اینکه نمی‌دانم خداوجود دارد یا ندارد، و پیرامون این ندانستن شروع به بررسی و تحقیق بیطرفانه می‌نماید، و این شخص برای آنکه بتواند به آتئیسم و بی‌خدایی برسد باید دلایل و براهین خود را ارائه دهد، چون در امر کتمان است و ادعای عدم وجود خداست و این کلام ادعا است پس باید این مطلب که خدا وجود ندارد را ثابت کند و دلایل خود را ارائه نماید همانطور که یک خداباور برای ادعای وجود خدا دلایل و براهین عرضه می‌کند.

اما به جرأت می‌توان گفت که این افراد تاکنون حتی یک مورد ادعا اقامه نموده‌اند و در حقیقت آنان هنوز فرق و تفاوت میان رد و پاسخ با اقامه دلیل و برهان را نمی‌دانند و درک نکرده‌اند، تاکنون تنهاکاری که از دستشان برآمده آنهم تنها برمبنای ادعا نقد ادعاها (براهین و دلایل) خداباوران بوده است ولاغیر.

در تمامی صفحات و مطالب آنان جستجو و بررسی نمائید تنها چیزی که مشاهده‌ می‌کنید نقد ادعاهای خداباوران بوده است نقد به براهین وجود خدا، نقد به پیامبران، نقد به کتب آسمانی، نقد به قران کریم، نقد به مسلمانان و یا سایر اهل کتب، نقد به رفتار یا اعمال برخی از مسلمانان و ...

اما در هیچ موردی برهان و دلیلی از آنان مشاهده نمی‌کنید چون اساساً دلیل و برهانی ندارند.!

و این درحالی است که بندبه بند ادعاها و نقدهای آنان توسط اهل فن پاسخ داده شده و رد گردیده‌اند ولی افراد جاهلی همچون روشنفکرنماهای دانشگاهی و مجازی ما، چون تاب و تحمل شنیدن حقیقت و واقعیت را ندارند آن مطالب و پاسخها را کتمان کرده و نادیده میگیرند و بازهم همان مطالب را نشر می‌کنند.

به طور مثال دو سال قبل شخصی (وی را میشناختم) مطلبی درباره فتح ایران توسط مسلمین برایم ارسال نمود و خواست اگر جوابی دارم ارائه نمایم، تمام مطالب آن نوشته را بند به بند مطالعه و در منابع (چه منابعی که در اون متن ذکر شده بودند و چه غیرازآن) بررسی و مطالعه کردم و در نهایت پاسخ کامل و جامع در اختیار وی قرار دادم در حالی که سه مورد از مطالب منتسب به منابع ذکرشده در اون متن، ابداً در حوزه کتب ذکر شده وجود نداشتند و ذکری از آن مطلب و یا شبیه به آن در منابع مذکور وجود نداشت، و قابل ذکر است که مشاهده کردم همزمان با ارسال آن متن برای بنده جهت ارائه پاسخ در گروههایی که باهم مشترک بودیم متن موردنظر را منتشر نموده است و پس از ارائه پاسخ به وی، یک ماه بعد، بازهم مشاهده کردم که دوباره همان شخص همان متن را بدون درنظر گرفتن پاسخی که به وی داده شده بود و یا ارائه نقدی به پاسخ بنده، در گروه‌ها منتشر می‌نماید اما با این تفاوت که این‌بار آن متن را برای بنده جهت دریافت پاسخ ارسال ننمود و هنگامی که از وی پرسیدیم چرا همان متن را بااینکه می‌دانید دروغ است و پاسخ جامع آن  را ارائه نمودم منتشر می‌نماید، تاکنون پاسخ این سوالم را نداده است وبعدها مشاهده نمودم که اساتید و عزیزان دیگر هم پاسخ‌های مختلف و جامع از جنبه‌های مختلفی به آن شبهه داده و مطالب ارائه نموده‌اند.

و متاسفانه این واقعیت جامعه است، حقایق را انکار و به مطالب کذب و خلاف واقع متوسل شده‌ایم و منطق را در تفکراتمان راه نمی‌دهیم و این امر دلیلی ندارد بجز اینکه از حقایق و حقیقت گریزان و هراسانیم و می‌ترسیم آنچه که باب میل ماست و به آن تمایل داریم رد و ابطال گردد.

نگارنده: میثم بارانی


پنج شنبه - ۲۹ فروردین ۱۳۹۸ (۱۳۹۸/۰۱/۲۹)

الخميس - ١٢ شعبان ١٤٤٠ (۱۴۴۰/۰۸/۱۲)

Thursday - 2019 18 April (2019-04-18)



بخش نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی